متانت، سلاحی زنانه؛ از بلوای نان تا طوفان الاقصی

زن مسلمان و هنر متانت در گذر زمان
دکتر مرضیه شعربافچیزاده، عضو هیئت علمی دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران:
السَّکینَهُ عِنوانُ العقلِ وَ الوَقارُ بُرهانُ النّبلِ [۱]. واژه متانت، از جمله واژگانی است که در اغلب دیدارهای مقام معظم رهبری با بانوان یا دیدارهایی با موضوع بانوان به چشم میخورد. متانت را فرهنگ دهخدا «استواری، محکمی، برقراری و ثبات قدم» معنا کرده است. این واژه به نظر میرسد با نوعی مفهوم خویشتنداری همراه باشد. بهعبارتدیگر با لحاظکردن واژگانی که عموماً در کنار آن قرار میگیرند، گویی نویسنده یا گوینده در صدد بیان یا نشاندادن نوعی کفنفس یا تسلط بر خود، همراه با آرامش عمیق است. در سخنان مقام معظم رهبری، مفاهیمی مانند متانت و سکینه روحی، متانت و عقل، متانت و وقار و متانت و آرامش روحی معمولاً در کنار یکدیگر قرار میگیرند. در واقع، متانت با نوعی آرامش و گشایش روحی همراه است.
حضرت سجاد (ع) در دعای نورانی مکارمالاخلاق از جمله ویژگیهای متقین را «سکون ریح» مینامند. سکون ریح مترادف وقار، سنگینی و متانت قرارداد شده و آرامش و متانت افراد متقی به سکون ریح تعبیر شده است که چون باد، در وقت سکون میمانند؛ افراد وزینی که پی هر حادثه، به جانبی متمایل نشده، گاهی تند و گاهی کند حرکت نمیکنند. چنانکه وقار و طمأنینه فرد مومن در رفتار و گفتار وی متجلی است. به همین دلیل، متانت بهعنوان یک ویژگی جدانشدنی، در توصیف سلوک حضرت زهرا (س) در زندگی مشترک با امیرالمؤمنین (ع) و همچنین در رفتار زینب کبری (س) پس از واقعه عاشورا به چشم میخورد. اوج متانت در رفتار زینب کبری (س) قابل رؤیت است؛ جایی که توانسته “عظمت زنانه” را با ترکیب شور عاطفه زنانه و عظمت، استواری و متانت قلب یک انسان مؤمن به زیبایی به نمایش بگذارد.
البته مقام معظم رهبری تنها به توصیف وقار و متانت این دو بزرگوار اکتفا نمیکنند، بلکه گستره این مفهوم را به رفتار زن مسلمان نیز میکشانند؛ زنی که گاه در خانه با متانت دل و استواری روح حضور دارد، گاه در میادین ورزشی با رعایت حدود شرعی و وقار و متانت ظاهر میشود و گاه در عرصه علم، اجتماع و اشتغال فعالیت میکند، بهرهمند از فرصتی است که انقلاب اسلامی برای حفظ متانت و وقار او فراهم کرده است. زن مسلمان حتی در دوران طاغوت، زمانی که در دانشگاهها و محیطهای آموزشی و مراکز علمی و فرهنگی بهسختی میتوانست حجاب، متانت و وقار خود را حفظ کند، ترجیح میداد از زندگی علمی و اجتماعی خود صرفنظر کند. اقتضای متانت و آرامش روحی زن، گرمای محبت وجودی او و هنرش در رساندن اطرافیان به معنویت و پیشرفت است؛ او هیچگاه جایگاهی کمتر از شأن خود را نمیپذیرد.
آنچه مبرهن است متانت در سلوک زنان، در گفتار و رفتارشان، آن ارزش افزودهای است که زنان با مجهز شدن به آن توانستهاند اثرگذاری خود را در طول تاریخ حفظ کنند. هنر زنان، مدیریت عواطف و احساسات خود بامتانت و سکینه روحی و خلق شخصیتی است که بهترین بهره را از شور عواطف در راستای پیشبرد متقن حرکت اجتماعی خود ببرد و واجد شخصیت منحصربهفردی گردد. شخصیتی که صلابت را همراه با ظرافت زنانه میکند و اهداف خود را بهپیش میبرد.
نمونهای از این ترکیب را میتوان در تحرکات اجتماعی زنان در دوره قاجار مشاهده کرد. اقدام اعتراضی زنان در بلوای نان و فشار بر ناصرالدینشاه برای بهبود اوضاع یکی از این نمونهها است؛ در عین حال که جایگاه و صلابت خود را حفظ میکردند. همچنین حمایت از حاکمیت برای تأسیس بانک ملی بدون استقراض از انگلیس، با اهدای طلاهایشان بهعنوان سرمایه به بانک، از جمله مواردی است که میتوان به آن اشاره کرد. در دوران پهلوی اول و دوم نیز در مواقف لازم، زنان به صحنه آمدند و این بار با عدم حضور اجتماعی توانستند از کیان دین خود دفاع کنند. سالها خانهنشینی زنان برای تنندادن به کشف حجاب، کنشی سنجیده بر مدار متانت برای حفظ حجاب بود. در زمان پهلوی دوم نیز با اینکه اجبار به کشف حجاب برداشته شده بود، عموم زنان تن به مشارکت در طرحها و برنامههای پرطمطراق سازمان زنان و دیگر نهادهای مربوطه ندادند و حاضر به تغییر زیست اسلامی خود نشدند تا آنجا که در بحبوحه انقلاب، زنان ندای خمینی کبیر را لبیک گفتند و به خیابانها آمدند. مستشرقان، مبهوت از آنچه در جریان بود در پی پاسخ به این پرسش بودند که نتیجه سالها آموزش و کادرسازی در سازمان زنان چه بوده است؟ این تعداد زیاد زنانی که اکنون به اعتراض قیام کردهاند و پیشاپیش مردان در برابر گلوله صف کشیدهاند از (امام) خمینی چه شنیدهاند که از انفعال ظاهری دست کشیده و به صحنه آمدهاند؛ البته که مستشرقین از فهم تأثیر سخن حق بر جانها و فطرتهای پاک و آماده عاجزند.
پیروزی انقلاب اسلامی سرآغاز حضور متفاوت زنان در اجتماع و کنشگری متفاوت آنان بود. انقلاب، امکان زیست متفاوت و باعفت در صحنه اجتماع را برای زنان فراهم کرد و فراتر از آن، آنان را به کنشگری برای ساخت تمدن نوین اسلامی فراخواند. این کنشگری که هر بار و در هر مقطعی با فرازوفرود خاص خود همراه بوده، در سالهای دفاع مقدس به اوج خود رسید. زنان، مادران، همسران، دختران و خواهرانی که هشت سال در اوج متانت و آرامش از فرزندان، همسران، پدران و برادران خود چشم پوشیدند و آنان را راهی جبهههای حق علیه باطل کردند، مشوق آنها شدند، در غیاب آنان زندگی را اداره کردند و با شنیدن خبر شهادت، اسارت و جراحت آنان خم به ابرو نیاوردند. آنان ندای “الهم تقبل منا هذا قلیل القربان” سر دادند. زنان مصداق اتم «سکون ریح» شدند و همین متانت در اوج عاطفه، پشتوانهی صبر جمیل آنان برای راهبری قطار انقلاب و منزلبهمنزل حراست و حفاظت از آن بود. این متانت و مدیریت، در جریان مبارزه با تکفیریها هم ادامه داشت و شهدای مدافع حرم نیز ققنوسوار از همان خاکستر برخاستند و به پشتوانه مادران و همسران خود علم دفاع از دین برافراشتند.
به دور از انصاف است که تجسم متانت و وقار را تنها در زن ایرانی ببینیم و از نمونههای والای آن در زنان جبهه مقاومت، بهویژه پس از طوفان الاقصی، چشمپوشی کنیم. زنان در نقشهای گوناگون خود، تصاویری تکاندهنده از متانت در رفتار و صلابت در گفتار خلق کردند؛ آمیزهای از عاطفه و استحکام، مبارزه و وقار، دفاع و پایداری. زنانی که در اوج مصیبت و بلا چون کوه ایستادند و اعجاز ایمان را به نمایش گذاشتند.
[۱] غررالحکم، حدیث ۷۸۵.
دیدگاهتان را بنویسید